جرئه ای از قهوه داغش نوشید و برای بار هزارم در دلش به این موضوع اعتراف کرد که چقدر از قهوه متنفره. قهوه فقط وسیله پز دادن برای یه عده به حساب می اومد. یه نماد برای یه فرد پولدار، یه فرد درسخون و یه فرد متین. اینهارو از فلسفه مزخرف قهوه می دونست.
15پسند3نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
موضوعت و نتیجت خوبه اما ریتمت تناقض داره یه جا شاعرانه گفتی بعدشو محاوره میکنی
اگه بتونی ریتم نوشتنتو یک دست کنی خیلی بهتر میشه
اما با این حال خوب نوشتی
نقدها
یه مایع لعنتی تلخ که وقتی میخورد برعکس بقیه زودتر خوابش می برد.
تنها نیستم پس
موضوعت و نتیجت خوبه اما ریتمت تناقض داره یه جا شاعرانه گفتی بعدشو محاوره میکنی اگه بتونی ریتم نوشتنتو یک دست کنی خیلی بهتر میشه اما با این حال خوب نوشتی
ممنون✨ راستش این مال خیلی وقت پیشه، مال یکی از داستانام. سعی میکنم بهترش کنم :>✨
خیلی خوب بود عالی🌞✨