هر چه بیشتر مسیر طی میشد، به این فکر میکردم که چقدر در سرم مغز بوده که چنین همسفری را انتخاب کردم. یکی آن دو پیرزن چنان از روباه خوششان آمده بود، که به من گفت:« از چند وقتگی روباه رو آوردی؟ » فقط با لبخند به روباه نگاه کردم.
« فقط بگو یه چیز بگو »
7پسند0نظر1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.