در حصارِ سردِ این شبهای تار
مانده در قلبم نشانی از بهار
گرچه خستهست این دل و درماندهست
چشمِ جان بر لطفِ یزدان ماندهست
میتراود روشنی از دوردست
بندِ غم را میتوان از پا گسست
صبر باید کرد تا صبحِ سپید
در پسِ هر شام، میخندد امید
.
.
.
8پسند4نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
بگذرد این سوز و سرمایِ گران میشکفد گل در میانِ ارغوان
چطور انقد قشنگ مینویسیی🫠🤌🏼
قشنگی از نگاه شماست، خوشحالم که به دلت نشست. 🤍
چقدر زیبا✨
مثل همیشه عالیی✨️✨️ یکم از این همه عالی بودنت بکاه خانوم😌