دوستان هرکس تو قسمت نظرات با کلمه فنجان یا به زبان محاوره ای فنجون، یک جمله بسازه. (غمگین، احساسی، طنز، ادبی و... فرقی نداره) تعداد لایک های هر جمله که بیشتر بود برنده میشه.
* شرکت کننده هارو دنبال می کنم.
42پسند47نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
فنجان را که برداشتم، تهنشینِ دلتنگیات آرام آرام بالا آمد.
گویی جهان، با تمام سنگینیاش، لبه فنجان جا خوش کرد و به من خیره ماند؛ بیآنکه حرفی بزند، یا حتی دلش برایم بسوزد.
انگار منتظر بود ببیند من زودتر میشکنم یا این سکوتِ لعنتی.
گاهی فکر میکنم شاید زندگی همین است؛
فنجانی خالی...
و آدمی که به تهنشینِ دلتنگیاش
خیره شده و وانمود میکند همهچیز… قابلِ نوشیدن است.!
نقدها
فنجانِ خالی روی میز مانده و غمم را جرعهجرعه به خاطر میآورد، انگار آخرین گرمای دل من هم در آن سرد شده است.
بریز قهوه خودرا میان فنجانم بیا که باهر حیله ایی توی فال هم باشیم
ایده قشنگیه برای حمایت این پیامت رو تقویت میکنم که بیشتر دیده بشه 🤎
این او بود که اخرین قطره قهوه مانده را در فنجان خورد و سال هاست فنجان بجای قهو داخلش خاک ریخته میشود
آخرین فنجان چایم را میخورم،این واقعا اخریس. چون بعدش به سوی او روانه خواهم شد...
این فنجان احساسات من بود، حال شکسته و محتویاتش روی زمین جاری شده. و دیگر چه کسی خریدار فنجان شکسته خواهد بود؟
فنجان را که برداشتم، تهنشینِ دلتنگیات آرام آرام بالا آمد. گویی جهان، با تمام سنگینیاش، لبه فنجان جا خوش کرد و به من خیره ماند؛ بیآنکه حرفی بزند، یا حتی دلش برایم بسوزد.
انگار منتظر بود ببیند من زودتر میشکنم یا این سکوتِ لعنتی. گاهی فکر میکنم شاید زندگی همین است؛ فنجانی خالی... و آدمی که به تهنشینِ دلتنگیاش خیره شده و وانمود میکند همهچیز… قابلِ نوشیدن است.!
خون قطره قطره بر روی پیکر و زمین سرازیر میشد، شاید اندازهی یک فنجان هیچگاه گمان نمیکرد روزی فنجان را واحد اندازه گیری خون دوست عزیزش به حساب بیاورد
چند ساعت است که به فنجان خالیات نگاه میکنم... شاید بتوانم تو را درون جزئیاتش بیابم. هرچند، آن هم مثل تو، ساده و بیآلایش است.