از چه مرا زخم میزنی؟ من خود هزار پارهام
در این نبرد زندگی، تیغِ زمانه خوردهام
مرا به تیر تازهای، چرا نشانه میروی؟
من از هجومِ خاطره، هزار بار شکستهام
گفتم که آرامم ولی، این سینه دریای غم است
من سهم خود را از جهان، به مرگ جان خریدهام
15پسند3نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
شهریار چه غم در سینه داشتهای؟ که اینگونه انعکاس دردت، در جانما طنینانداز میشود...
به به آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
من خود هزارپارهام :)