قطره ی آبی از تار موی افتاده روی صورتم چکید ، خیره به دستانی که در دست هایش بود چشم دوخته بودم ، چتر را بالای سرش قرار داد که مبادا خیس شود .... واما من... با قلبی فشرده راهم را کج کردم
5پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.