جیگو
رودخانهای بود که به جای آب، خاطره میجاریـد. هر کسی که در کنارش میایستاد، باید یکی از غمهایش را رها میکرد تا جریان خاطرات آرام گیرد. روزی مردی آمد و سکوت خودش را در رودخانه رها کرد؛ رودخانه آرام شد، اما مرد فهمید که سکوت، گرانبهاترین گنج زندگیست
13پسند0نظر0