کلید را چرخاند، در با صدای خفیفی باز شد. خانه همان بود، اما نبودن او، همهچیز را غریبه کرده بود. چمدان را کنج اتاق گذاشت، گرد و غبار را از قاب عکس کنار تخت پاک کرد و آرام گفت: 'برگشتم... اما برای کی؟'
5پسند0نقد1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.