لونا
میشد از پنجره دید
آن شب زیبا را
صبح،لااقل دیر بیا
میتراود شعر ها در دل تاریکی
تو که میدانی روز
قصه ما یکیست
من ز تو بیزارم تو ز شب بی زاری
هر دوی ما باهم در دل نومیدی
یک غروب غمگین در دل خود داریم
آینه شفاف است، چهره ی من اما خط و خش ها دارد
8پسند0نظر0