سر زلف تو نباشد سر زلف دگری نیست
چه بخواهی چه نخواهی خبری از همره ما نیست
گرت از هست و هوامست سر تو باز بجوشد
سر مِی به از وصل وصال به هوای تو نیست
گذر از خندق عمر همچو باز گذر از نفس و هوای نیست
بگذار باز بجوشد بخروشد که دل خبری از قدر و قضا نیست
11پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.