مرداب
فرسوده ام ، نه از روزگار بلکه از معاشرت با نقاب ها
دیگر نه اعتمادی مانده ، نه اشتیاقی
روحم ، زیر بار تظاهر انسان ها خم شده
و من سکوت را ترجیح میدهم ، نه از روی نجابت ، بلکه از بی اعتمادی
دلم ، پذیرای حضور کسی نیست
خسته ام ..
13پسند1نظر0