دستان تو برای همانند ان دستکشی که میان سرمای زمستان که در حیاط قدم میزدم میماند و سرمای دست مرا میگرفتو گرما را در بدنم به جریان می انداخت حالا که دستانت نیست وجودم از نبودشان به سرد ترین نقطه جهان تبدیل شده...💔
1پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.