داینو
او رفت.
بالهایش را باز کرد و مرا تنها گذاشت.
زمان زیادی از آمدنش نگذشته بود؛ اما تصمیم گرفت که برود. نمی دانم با چه دلیلی رفت
اذیت می شد؟
مشکلی داشت؟
دردی داشت؟
نمی دانم.فقط امیدوارم که هر جا که رفته است خوشحال باشد.
هرجا که رفته است در آرامش باشد.
3پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.