هیوا
لیوانِ خالیه روی میز، مغز خالیِ توی سرم، اولی را با چای پرمیکنم دومی را نمیدانم، شاید با مخدر شاید هم با الکل!
به لباسهای رنگ و رو رفتهام و جسم زیرش مینگرم، این جانِ متعفن از بوی افیون و کهنه شراب را حتی غسال هم نمیتواند پاک کند.
22پسند3نقد0
نقدها
این داستانتون تکرار شده :)
بخاطر اختلال برنامه و اینترنت بود، حذفش کردم، رفع شد🙏
نه مخدر و نه الکل. این تن دواش فقط خداست