هیوا
و قسم به اشکهایی که سرازیر شدند، تورا نخواهم بخشید مگر زخم دیدن و تنها ماندنت را ببینم، اشک ریختن و تباهیات را ببینم. این سوزِ جگر آب نمیخواهد، این آتشِ شعلهورِ قلبم تنها با آغوشِ سردِ تو آرام میگیرد، آغوشی که بیرحمانه از من دریغ کردی.
16پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.