او همیشه باور داشت همه انسانها چیز با ارزش دارند، حتی آنهایی که میگویند هیچ چیز برای از دست دادن ندارند. مانند خودش. مگر غیر از این بود؟ خودش را موش ازمایشگاهی مینامید اما کمتر کسی میتواند ظرف شکسته را جوری بچسباند که کسی نفهمد زمانی شکسته بوده.