هر شب لاله های بالشم را با چشمانم برای تو اب میدادم، تو رفته بودی، هنوز برایت اشک میریختم، چنان که این لاله ها همچون زلف های سیاهت رشد کرده بودند، اما چه فایده. باز هم اشک هایم آنها را آب میدادند
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.