ابی، ای کاش میتونستم اونجا باشم، اشک هات رو بین خاک و خون های اطرافت با ملایمت پاک کنم، زخم هات رو ببوسم ، بهت بگم که اونا زشت نیستن، اون ریشه های کبود روی دستت،ریشه ی زندگیم بودن، اما ابی..اونا منو توی خاک خوابوندن
2پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.