در حالیکه سرش رو پایین انداخته بود و لبه یقه پالتوشو بالاداده بود تموم وجودش رو جوری نیخواست ازدید همه مخفی کنه اومد سمت میزم واسش دست تکون دادم ولی هیچ عکس العملی نشون نداد.نه که نبینه،دید ولی بازم سر به زیر اومد .
الان دیگه اونطرف میز روبه رومه...
2پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.