عق میزنم …
برای تمام ان پروانه های رنگینی که درون دلم کاشته بودی.
بالا می اورم …
نعش تکه تکه شده اشان را که با عشق درون دلم پر می زدند.
گویی پروانه ها دیگر رنگی ندارند همانند دل من که شمع دلش را خاموش کرده.
1پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.