خزان29 شهریور 1405تن زخمی و پای دگر جانی ندارد اشک رفته و چشم دگر سویی ندارد من درین برزخ و تن درین فساد دل به دنیا بستم و روحم درآن جایی ندارد7پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.