ری✨
دستانش را دراز کرد ، فریاد برای کمک زد
ولی کسی دستش را دراز نکرد تا از روی زمین بلندش کند
اشک و ریخت گریه کرد ، اما حتی دریغ از یک نگاه ترحم برانگیز یا دلسوز
دست بر زانو گذاشت و بلند شد ، خودش راه رفت ، خودش دوید و حتی خودش پرواز کرد
به همه گفت حالش خوب است و هیچ پشیمانی از گذشته ندارد
اما بقیه عمرش را صرف گرفتن دستهایی کرد ، که مثل آن زمان خودش برای درخواست کمک دراز شده
چون جایی در اعماق وجود است هنوز دستی داشت که گرفته نشده
و هنوز کودکی در درونش زندگی میکند که منتظر آغوشی حمایتگر است
0پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.