ری✨
دلتنگ بود ، دلتنگ لبخندش ، نگاهش ، بویش ، لمس دستانش ، صدایش و بیشتر از همه دلتنگ گرمایی بود که وقتی به آغوش میکشیدش احساس میکرد ،
او عاشق ترین بود و همین کافی بود ، نه .......
اما یک چیز عجیب بود ، همه او را دیوانه خطاب میکردند
چرا که او دلتنگ لمسی بود که هرگز وجود نداشت و منتظر کسی بود که هرگز نمی آمد
اما او دیوانه نبود فقط مجنون لیلایی شده بود که هرگز ندیده بود
0پسند0نقد0
نقدها