نووا17 شهریور 1405سایهاش یک روز صبح، وقتی از تخت بلند شد، خودش را در آینه پیدا نکرد. سایه رفته بود تا زندگیِ واقعیِ خودش را شروع کند؛ جایی که دیگر مجبور نبود مدام دنبالِ من حرکت کند.1پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.