پایان بازی را قبول کرد، کنار کشید و پذیرفت که او شخصیت اصلی این داستان نیست، حتی یک شخصیت فرعی هم نیست.
او یک شخصیت در سایه بود.
از همانهای که در نقاشی خیلی محواند
از همانهایی که در فیلم فقط برای پر کردن کادر از خیابان زد میشنود.
از همانهایی که در موسیقی زیر لایهترین و کمترین لاین صدایی را دارند.
و بله، او قبول کرده بود.
زندگی تکراری را، زندگی بی عشق را، زندگی بی رنگ را...
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.