شیوا؛
عشق برای دنیای ما نبود.
ما آفریده شدیم تا بجنگیم و ببخشیم و غارت شویم. عشق در دنیای ما فقط لفظی بود همراهِ معنا!
نه احساسی که عمیقاً وجود داشته باشد.
اما من عشق را دیدم، بوسیدمش و بویش را درون ریه هایم حبس کردم تا فراموش نکنم این بو، بوی عشق است.
این قلب، قلبِ عاشق است.
این آدم، آدمِ توست.
5پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.