فرهمند14 مرداد 1405کلاغ سفیدی که بالای کمد نشسته، خبری از کلاغ سیاه نیست. بهش میگم:« برای چی اینجای؟ » نگام میکنه، چیزی نمیگه روی لبه پنجره یه کلاغ سیاه میشینه. میگه:« داری به یاد میاری. » میگم:« چیو؟ » میشینه لبه تخت و میگه:« بچگیاتو »8پسند1نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
یه فنجون قهوه طلبت! ☕