اون کلاغ سیاهی که قرار بود همیشه همراهم باشه، در آغوش خودم جون داد.
اون کلاغی که چشمای تو رو داشت و صدای منو!
همونی که نمیشناختمش ولی آشناتر از هر کس دیگهای تو زندگیم بود.
من با دستای خودم کشتمش، مثل خودت!
مثل خودت که با دستای خودم کشتمت
4پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.