فاطمه03 مرداد 1405آمدی اما ... چای تلخ شده بود. غذا از دهن افتاد. هوا تاریک شد، موهایم سپید شد، گلها خشک شدند. شمعها آب شدند، پرندهها کوچ کردند و از همه مهمتر، قلبم سنگ شد.5پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.