نمیتوانیم هیچ چیز را انتخاب کنیم، حتی در زندگی خودمان.
نه میتوانم باعث اتفاق افتادن چیزی شوم، نه میتوانم جلویش را بگیرم.
تنها کاری که از دستم بر میآید، این است که تا صبح چشم به سقف بدوزم.
کاری جز گریه از من بر نمیآید.
و گریه نمیتواند چیزی را درست کند.
( رمان: آخرین آغوش زیر ماه کامل )