صدای شومینه و گرمای دستهایش، تمام خستگیها را از وجودش زدود. در تاریکی شب، تنها نور خورشیدش، روشنکننده دلش بود. هر بار که به او مینگریست، دنیا به رنگهای گرم و زندهای درمیآمد.
9پسند1نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.