سوالی که پرسیدی بسی فکرم رو درگیر کرد که چرا نویسنده نباید اینو سوژه قراره بده؟ خب این اتفاقی است که در جامعه در جریان و از نظرم نویسنده دقیقا باید سورژه بکنه تا به جامعه ی که اینو نمیبینه نشون بده
خاصیت نویسندگی همین نیست مگر؟ تجربه کردن چیزهایی که تجربه نکردی، در کالبد شخصیت هایت؟ مثلا مگر هر عاشقانه نویسی، عاشق است؟ هر جنایی نویسی، قاتل؟ هر فانتزی نویسی، جادویی؟ 🎀🎀🎀🫂🫂
دقیقاً، نویسندگی یعنی تخیل و همدلی. اما تفاوت هست بین «نوشتن دربارهٔ یک تجربه» و «ادعای بازنمایی اصیل آن تجربه». نویسنده لازم نیست خودش فقیر، معتاد یا قربانی خشونت بوده باشد، اما اگر بدون تحقیق، شنیدن صدای افراد آن جامعه و درک پیچیدگیهایشان بنویسد، ممکن است به کلیشهسازی یا بهرهبرداری از رنج دیگران برسد. پس مسئله «حق نوشتن» نیست؛ مسئله «مسئولیت در نوشتن» است.
نقدها
سوالی که پرسیدی بسی فکرم رو درگیر کرد که چرا نویسنده نباید اینو سوژه قراره بده؟ خب این اتفاقی است که در جامعه در جریان و از نظرم نویسنده دقیقا باید سورژه بکنه تا به جامعه ی که اینو نمیبینه نشون بده
به شرطی که از نگاه دانای کلِ قضاوتگر استفاده نکند. فرق است بین «دربارهی فقر نوشتن» و «از چشمِ یک فرد فقیر نوشتن».
خاصیت نویسندگی همین نیست مگر؟ تجربه کردن چیزهایی که تجربه نکردی، در کالبد شخصیت هایت؟ مثلا مگر هر عاشقانه نویسی، عاشق است؟ هر جنایی نویسی، قاتل؟ هر فانتزی نویسی، جادویی؟ 🎀🎀🎀🫂🫂
دقیقاً، نویسندگی یعنی تخیل و همدلی. اما تفاوت هست بین «نوشتن دربارهٔ یک تجربه» و «ادعای بازنمایی اصیل آن تجربه». نویسنده لازم نیست خودش فقیر، معتاد یا قربانی خشونت بوده باشد، اما اگر بدون تحقیق، شنیدن صدای افراد آن جامعه و درک پیچیدگیهایشان بنویسد، ممکن است به کلیشهسازی یا بهرهبرداری از رنج دیگران برسد. پس مسئله «حق نوشتن» نیست؛ مسئله «مسئولیت در نوشتن» است.