
رواننگرهراسرازآلود
57902312
داستان از اونجایی شروع شد که........ وقتی داری میخونی نفس نکش اون صدات رو می شنوه تک تک حرکاتت رو میبینه. 🔴 هشدار این داستان دارای صحنه های دل خراش است اگر توان خواندن ندارید باز نکنید سبز🍀
فصلها
(12 فصل)- 12
فصل دوازدهم : پیام ناشناس
09 فروردین 1405 - 11
فصل یازدهم : داستان کودکی
18 اسفند 1404 - 10
فصل دهم : مشتری مشکوک
05 اسفند 1404 - 9
فصل نهم : زیرزمین
04 بهمن 1404 - 8
فصل هشتم : چراغ قوه
03 بهمن 1404 - 7
فصل هفتم : بازسازی
28 دی 1404 - 6
فصل شیشم : مغازه
27 آذر 1404 - 5
فصل پنجم : شهر
17 آذر 1404 - 4
فصل چهارم : سگ
15 آذر 1404 - 3
فصل سوم : کلیسا
08 آذر 1404 - 2
فصل دوم : هالووین
03 آذر 1404 - 1
فصل اول : مروارید
28 آبان 1404





نقدها
حس ترس و دلهره رو کاملا انتقال میداد قشنگ بود منتظر ادامهشم
اوه، یکم زیادی جالب بود برام،منتظر پارت های بعدشم، موفق باشی
عالی بود!
روحم از خوندن نوشته هات شاد شد مرسی:))) پارت جذابی بود بی صبرانه منتظر ادامش هستم💋
واقعاً تونستم ترس رو حس کنم، قلمتون خیلی خوبه!✨
همه چیز عالیه، قلمتون و حسی که به خواننده میدین،و اینکه هر پارت متفاوت تره بی صبرانه منتظرم اخرش چطوری تموم میشه اما بنظرم بهتر میشد اگه غلط املائی هاتون رو درست کنین تا حس بهتری به خواننده بدین.. موفق باشی ✨🤍
فصل جدید!!!!!!!!
بخش اول داستانتون رو خوندم، جالب بود. میتونست جالبتر هم باشه اگر در جمله بندیها دقت میکردین و از کلمات تکراری استفاده نمیشد. موفق باشین🔥
سلام به نویسنده عزیز. داستان جالبی نوشتید هر پارت خواننده رو سوپرایز میکنه و منتظر پارت بعد هستیم نکته ای ک اینجاس تو نقطه اوج داستان که خواننده تشدید میشه و بعد از یه نقطه اوج منتظر اوج بعدی هس اینطوری نشد کاملا اون نقطه اوج از بین رفته.
ضدقهرمان رو بیشتر نشون بده که خواننده بیشتر جذب بشه ک این ضد قهرمان قراره چیکار کنه. نه اینکه ساده بگذره شخصیت اصلی بره دنبال یه مغازه و... بیشتر بهش بپرداز. فضای درست حسابی به ما ندادی مخصوصا از شی هالویین. فقط از کشت و کار فضای خوبی اوردی.