
خیالپردازیرواننگررازآلود
59031
برادری، برادرش را می کشد و ما نه نامشان را میدانیم و نه نامی برایشان وجود دارد عامل مجهول زندگی او را به سخره میکشد

برادری، برادرش را می کشد و ما نه نامشان را میدانیم و نه نامی برایشان وجود دارد عامل مجهول زندگی او را به سخره میکشد
نقدها
این بهترین داستانی نیست که نوشتم ، همون داستانیه که نصفه ولش کردم و دنبال انگیزه ای برای پایانشم اولین باریه که چیزی رو بخش میکنم اگر نقدی برای بهتر شدن قلم و هر چیز دیگه ای هست بهم لطفاً بگید:)
خوب بود! یک چرایی برای انسان می گذاره چرا باید کسی رو بکشی بعد بزری اعتراف کنی ؟ آخر هم نگران باشی حرفت را باور نکند! چرا واقعا ؟
جالبهه همون لحظه آدم و کنجکاو میکنه ادامه رو بخونه👏
عالی بود ، و میگم ادامه بده