بخشی از داستان رو خوندم. دو تا مورد هست که بنظرم خیلی به بهتر شدن داستان کمک میکنه؛ اولی که خیلی سادهست اینه که سبک داستان محاورهای یا رسمی باشه و نه هر دو، مثلا ترکیب او یک مهندسه جالب نیست، او یک مهندس است یا اون مهندسه بنظرم بهترن و دومی هم اینکه کاش داستان رو از اول اول شروع کنی؛ مثلا توی چنتا بخش توضیح بدی که چه بلایی سر مادره اومده و اصلا چی شده که پدر جیسو همچین تصمیمی گرفته خیلی داستان جذاب تر میشه 🔥
سلام ، خیلی ممنون از راهنمایی هایی که کرده اید حتما ویرایش خواهم کرد و اینکه بله ، حتما به موضوع های دیگر هم اشاره خواهد شد و قرار نیست موضوع ها در پشت صحنه، قرار بگیرندممنون از راهنمایی های آموزنده و زیباتون ✨️
عزیزم موضوعت عالیهه. یه سری نکات میگم البته من کسی نیستم که صددرصد حرفام درست باشه اما اینا رو یه نصیحت خواهرانه بدون 🎀 ببین به جای توضیح، نشون بده. بزار شخصیت خودش تو ذهنش بره به گذشته اتفاقات رو از دید خودش تعریف کنه و به جای صرفا "نوشتن" ، "نشون بده". نشون بده چز دلسا کسیو نداره. مثلاا میتونی نشون بدی چقدر رو دلسا حساسه و همش مراقبشه چون کسیو جز اون نداره این رو هم میتونی تو دیالگا نشون بدی مثلا ( _ یکم راحتم بزار! من دیگه بزرگ شدم جیسو! + نمیتونم! من که جز تو کسیو ندارم! من نمیتونم از مراقبت ازت دست بکشم ) . صحنه های دادگاه رو میتونی کش بدی. یعنی این دو بخش عالی بود از لحاظ سناریو و میتونست کش پیدا بکنه همین دو بخش به پنج بخش و.. و بازم میگم سناریو زیباییه🎀
به نظر من داستان جالبی بود ولی یکم بنظرم بیشتر نشون بده بیشتر توضیح بده که منی که دارم می خونمش بیشتر درکش مثلا در مورد دادگاه توضیح بده بگو از سردی دیوارا بگو از گل ته راهرو بگو از زنو مردی که دارن دعوا می کنن بگو از بچه ای که داره گریه می کنه چون پدر مادرش طلاق گرفتن بگو بگو دنیا سازی کن برامون
نقدها
بچه ها هر یک از نظر شما میتونه امیدی به من باشه تا انگیزه بگیرم 🔥
بخشی از داستان رو خوندم. دو تا مورد هست که بنظرم خیلی به بهتر شدن داستان کمک میکنه؛ اولی که خیلی سادهست اینه که سبک داستان محاورهای یا رسمی باشه و نه هر دو، مثلا ترکیب او یک مهندسه جالب نیست، او یک مهندس است یا اون مهندسه بنظرم بهترن و دومی هم اینکه کاش داستان رو از اول اول شروع کنی؛ مثلا توی چنتا بخش توضیح بدی که چه بلایی سر مادره اومده و اصلا چی شده که پدر جیسو همچین تصمیمی گرفته خیلی داستان جذاب تر میشه 🔥
سلام ، خیلی ممنون از راهنمایی هایی که کرده اید حتما ویرایش خواهم کرد و اینکه بله ، حتما به موضوع های دیگر هم اشاره خواهد شد و قرار نیست موضوع ها در پشت صحنه، قرار بگیرندممنون از راهنمایی های آموزنده و زیباتون ✨️
شاهدخت پس بعدش حتما منو تگ کنید که مجدد بخونمش 🙂🌹
عزیزم موضوعت عالیهه. یه سری نکات میگم البته من کسی نیستم که صددرصد حرفام درست باشه اما اینا رو یه نصیحت خواهرانه بدون 🎀 ببین به جای توضیح، نشون بده. بزار شخصیت خودش تو ذهنش بره به گذشته اتفاقات رو از دید خودش تعریف کنه و به جای صرفا "نوشتن" ، "نشون بده". نشون بده چز دلسا کسیو نداره. مثلاا میتونی نشون بدی چقدر رو دلسا حساسه و همش مراقبشه چون کسیو جز اون نداره این رو هم میتونی تو دیالگا نشون بدی مثلا ( _ یکم راحتم بزار! من دیگه بزرگ شدم جیسو! + نمیتونم! من که جز تو کسیو ندارم! من نمیتونم از مراقبت ازت دست بکشم ) . صحنه های دادگاه رو میتونی کش بدی. یعنی این دو بخش عالی بود از لحاظ سناریو و میتونست کش پیدا بکنه همین دو بخش به پنج بخش و.. و بازم میگم سناریو زیباییه🎀
وای، مرسی عشقم 🤎خیلی نظرت برام مهمه حتما اشکالاتم رو درست میکنم و قطعا در ادامه از راهنمایی های خوشملت استفاده میکنمخیلی ممنون 🫠⭐️
شاهدخت قربونتتتتت🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
چه قشنگ بوددد
مرسی بانو ✨️🤌
با پارت جدید برگشتمممم😁🥹
شاهدخت ویوی بخونمممم
به نظر من داستان جالبی بود ولی یکم بنظرم بیشتر نشون بده بیشتر توضیح بده که منی که دارم می خونمش بیشتر درکش مثلا در مورد دادگاه توضیح بده بگو از سردی دیوارا بگو از گل ته راهرو بگو از زنو مردی که دارن دعوا می کنن بگو از بچه ای که داره گریه می کنه چون پدر مادرش طلاق گرفتن بگو بگو دنیا سازی کن برامون
ممنون بابت راهنمایی ، 🤎 حتما ویرایش میکنم