چون کتابی چاپ نکردم دلیل نمیشه که نویسنده نباشم
من عاشق چشمانی شده بودم؛ که به همه نگاه کرد جز من ک دوسش داشتم🪔🙃
آدما همیشه اونایی نیستن که ما فکر میکنم. ادما امان از ادما
بِههَمانداغبِسوزیکِهمَراسوزاندی؛ شاعر ناشناس#
«من کسی هستم که حتی در شلوغترین جاها هم تنهایِ تنهام.»
اما هنوزم فکر کردن به تو یه نقطه سفید توی دل سیاهیه برام🪔
هر انسانی در درونش جنگی سخت دارد بین مغز و قلبش و خدانکند که برنده ان جنگ مغز باشد چون دیگر اون ادم را هیچ کس قادر نباشد شکست دهد.)
زندگی را می گذرانم فقط می گذارم زندگی نمی کنم سال هاست زندگی نمی کنم اصلا اگر از دوستانم بپرسی می گویند او زندگی کردن را فراموش کرده است نمیدانم شاید حق با انان باشد...)
زندگی قشنگه ها خیلیم قشنگه ولی تو دنیای داستانای من.»
هنر یعنی از هیچ معنا بسازی.. یعنی دقیقا کاری که یک نویسنده می کنه من به شغلم افتخار می کنم من یه نویسندم من یاد گرفتم که از هیچ داستان بنویسم از یک ایده از یک رنگ از یک مکان از یک حس از یک عطر چای من از هیچ می نویسم من یک نویسندم• 🪔
روزی نشستم در کنار پنجره با نگاهی سرد شهرا دیدم همه بودند هرکس مشغول به یه کاری بود، همرا دیدم جز یار خودم اخر او در بین مردم نیست او از اینجا رفته یار من ساکن شهری شد، که نه من بینمش و نه تو او ساکن خانه معبود شد، یار من زود به دیدار معبودش رفت 🪔🪦