
رواننگرهراسرازآلود
62015
لیرا بعد از روبهرو شدن با سایه، با نشانی خونآلود روی دستش از خانهٔ متروکه بیرون پرت میشود. پیرزنی نابینا به او میگوید خونش بیدار شده و موجودات تاریکی حالا دنبالش میآیند. سایهای که از دیوار جدا میشود آیندهٔ وحشتناکِ تبدیلشدن لیرا را نشانش میدهد. در پایان، صدای قدمهای چند موجود از دل تاریکی نزدیک میشود و کابوس واقعی شروع میشود.




