
رواننگررازآلود
44001
میگفتند آن باغ بوی شکوفه میدهد. هیچکس نگفته بود که هر شکوفه، شاهد خاموش آخرین نفسِ مسافری است که دیگر هرگز راه بازگشت را پیدا نکرد.

میگفتند آن باغ بوی شکوفه میدهد. هیچکس نگفته بود که هر شکوفه، شاهد خاموش آخرین نفسِ مسافری است که دیگر هرگز راه بازگشت را پیدا نکرد.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستان اینجا نمایش داده میشوند.