
خیالپردازیعاشقانه
165051
امروز هجدهمین باریست که با قبول شرط، مرگش را به تعویق میاندازد. دلم میخواهد بدانم به چه چیزی فکر میکند البته بدون استفاده از قدرتهایم. چرا او تنها کسیست که شرط را قبول میکند؟ (پ.ن ایدهی این داستان از پرامپتهای کانال تلگرام "بنویس" گرفته شده.)





نقدها
فوقالعاده و حتی یه چیزی فراتر بود! واقعا دوستش داشتم و احساساتم رو برانگیخت
ممنونم که خوندی و مرسی بابت نقد قشنگت😭💕🤍
...
🫠
🥲😭قشنگ بودددد. یک لحظه هم چشم برنداشتم.
خوشحالم از این بابت😭 ممنونم که خوندیش🤍🦋
واقعا دوستش داشتم=))))) خیلی روان بود و میشد پشت سر هم بدون این که خسته شی بخونیش
خوشحالم که خوشت اومده🫠 ممنونم که خوندیش🩶💫
قلبم به معنای واقعی درد گرفت.🥹 خیلی زیبا و دلنشین بود. کاملا تونستم با شخصیتها و احساساتشون ارتباط بگیرم، متن روان و تصور صحنهها راحت بود و در کل، خیلی لذت بردم.🔥
قربون قلبت برم🫠 ممنونم که وقت گذاشتی و خوندیش💕 مرسی بابت انرژی🥹
عزیزدلی بانو✨🩵