
خیالپردازیبرشی از زندگیرواننگر
249072
اینجا زندان رویاهای من است! گه بهشت است و گه جهنم. به راستی رویاهایم در آتش میسوزند یا در باغ به پرواز درمیآیند؟ *مناسب خواندن همه نیست.

اینجا زندان رویاهای من است! گه بهشت است و گه جهنم. به راستی رویاهایم در آتش میسوزند یا در باغ به پرواز درمیآیند؟ *مناسب خواندن همه نیست.
نقدها
وای فقط میتونم بگم وای! اونقدر واقعی و نفس گیر بود که حس کردم خودم تو اون جای کوچیک گیر افتادم! مشتاقم ادامش رو ببینم... قلمت سبز افسون عزیزم☕
قربان شما✨ خوشحالم خوشت اومده عزیزم این یک داستان کوتاه بود ادامه نداره😁
جالبه! بااینکه غیرمنطقی بنظر میرسید اما پایانش جوری بود که گمان کردم ادامه داره ..
آره میتونست ادامهدار باشه اما فعلا ایدهش در حد همین داستان کوتاهه
خیلی خوب بود. با اینکه بیشترش توصیفات و فضا سازی بود ولی اصلا خسته کننده نبود. پایانش هم قشنگ و غیر قابل پیشبینی بود. یه فنجون قهوه طلبتون ☕️
قربون شما ☕
زیبا بود☕ میشد به زیبای متن رو درک و همزادپنداری کرد🤎
ممنون از اینکه خوندیش عزیزم 🩷
به نظرم سرنوشت اون احساسات مبهم باید در اوج خودش ناپدید میشد و وقتی گفت "همه چیز تمام می شود" کاش همه چیز تموم میشد. 🎢چون روند تغییر احساس شخصیت داستان، خیلی مرموز اما در عین حال جالب بود و ما رو غرق در اون احساسات می کرد... اما یهو در بند آخر ما رو از اون جهان پرت کرد بیرون! 🫠
خیلی غمانگیز میشد اونجوری 🥲
من از یه زاویه دیگه بهش نگاه میکنم. احساسات در اول داستان ساده بودن، بعد هی پیچیده تر شدن و در نهایت به اوج خودشون رسیدن، جایی که شخصیت میخواست به هر قیمتی، فقط ازشون رها بشه، یا حداقل روحش رها بشه . اونطوری داستان انتزاعی و مرموز تموم می شد اما بند آخر خیلی ناگهانی ما رو به دنیا واقعیت آورد و انگار در اوج با ترن هوایی، سقوط آزاد کردیم.. 🎢🫠_ در آخر ممنون از قلمتون🍀
زاویه دید قشنگیهممنون از نگاهتون🫶🏻
واقعا فوق العاده بود تو هر خطش زندگی کردم قلمت بی نظیره 🤎🔥
ممنون از نگاهت☕🤎