
خیالپردازیبرشی از زندگیعاشقانه
2740812
داستانهایی از دل واقعیت و خیال...؛)
فصلها
(12 فصل)- 12
•آتش•
31 اردیبهشت 1405 - 11
•پیشیِ سیاه•
26 اردیبهشت 1405 - 10
•بلند و کوچک•
26 اردیبهشت 1405 - 9
•چشمهای بنفش•
18 اردیبهشت 1405 - 8
•آسانسور•
14 اردیبهشت 1405 - 7
•پرتقال خونی•
14 اردیبهشت 1405 - 6
•یک فنجان پاییز•
08 اردیبهشت 1405 - 5
•لونهی خرگوش•
07 اردیبهشت 1405 - 4
•قطرههای خونی•
05 اردیبهشت 1405 - 3
•قضاوت•
01 اردیبهشت 1405 - 2
•هفت ترقه•
31 فروردین 1405 - 1
•عمارت اکبرخان•
31 فروردین 1405





نقدها
چهجالببود:)
مچکرم عزیزم:)
بینقص و کامل
لطف داری:)
تا الان از داستانهای قضاوت، لونهی خرگوش، یک فنجان پائیز، و پرتقال خونی خیلی خوشم اومده حس میکنم تو یه نویسنده با ذهنی پر از ایدههای مختلفی کارت عالیه لطفا ادامه بده 🥲🤍 و اگه یه قسمت عاشقانه مهمونمون کنی که دیگه چه بهتر 😉😁☕️
آاااه، خوشحالم که دوست داشتیشون عزیزم. بین خودمون باشع اینا مورد علاقه خودمم هستن🤭 مچکرم بابت تعریف قشنگت خیلی برام ارزشمند بود🫠🫂 یکم از داستانها عاشقانه ام زخم خوردم اینجا، ولی چشم حتماً یه قشنگش رو مینویسممم✨🩶
بسی زیبا
مچکرم عزیزم 🕊️✨
وای دختر...آخرین داستانی که گذاشتی اولش که شروع کردم به خوندنش گفتم به به قراره عاشقانه باشه و آخرش، یهو غافلگیر شدم انتظار این پایانو نداشتم ولی واقعا قشنگ بود 😭🥲 قلمت مانا ✨️
وااای مچکرم ازت:)))) ✨ مچکرم که داستانهام رو میخونی، دوست داشتی داستان دیگهام رو هم بخون. خوشحال میشم نقدا رو روش ببینم:) این بدبخت آخر رو دیدم بعد هشت سال داره خاک میخوره، گفتم یه دستی به روش بکشم بذارمش.🫠 خیلی قلمم توش سطحی و قدیمی ولی خب دلنشین بود:)✨
حتما میخونم و برات نقد میذارم عزیزم✨️ ایجان واقعا عالی بود 🌱☕️
مچکرم خوشگله ✨🩶
☕بسی جذاب بودن. آخری رو هم بسی دوست داشتم👍👍🫂
مچکرم عزیزم، امیدوارم که لذت برده باشی✨🕊️ خوشحال شدم که خوندیشون🫠✨
به به چه پارتهای جذابی 🤭✨️
مچکرم🤭 کلیشه خونم کم بود، گفتم کلیشه بنویسم:))))