برای اولین بار به چشمهایش نگاه کردم. نه اینکه اولین بار باشد او را میبینم؛ نه… موضوع این بود که در تمام این مدت جرات نداشتم به چشمهای خمارش نگاه کنم. میترسیدم اگر به آن دو بلور نیمهخواب خیره شوم، ندای درونم را لو بدهم.