نویسنده ای از دنیای خیال ها🍂💫
دلم میخواهد در سرزمین رویاها و خیال هایم زندگی کنم تا در واقعیت. آن سرزمینی که برای فرار از واقیعت زندگی به آنجا پناه میبرم امن ترین نقطه دنیاست که من آن را فقط برای خودم خلق کرده ام.
کاش میشد دنیای واقعی هم مثل دنیای خیال مان بود. مثل اینکه این دنیا تاریک تر از اون چیزیه که فکرش رو میکردم. شاید وقتی بچه بودم با دنیای خیالی ام اشتباه اش گرفته بودم و فکر میکردم این دنیای مهربانی است اما واقعیت چیزی دیگری به من نشان داد.
شاید فکر کنم این دیگه ته خطه اما شاید یک نور کوچک مرا از این دنیای عجیب بیرون بکشد و راه تازه ای را بیابم
روح من مسافت را طی میکرد و هروز به سرزمین خیال ها میرفت تا شاید بتواند آن را در واقعیت بیابد اما در راه در این سرزمین آشنا اما غریب گم شد.
امشب بغض جلوی گلویم را گرفته بود آرام آرام وسط حیاط نشستم به دور و برم نگاهی انداختم و در سیاهی شب غرق شده بودم به ستاره ها خیره شدم گویا میخواستند من را خوشحال کنند. ستاره هایی ریز میتواند دل خوشی یک ساعته من باشد