دایانا 🪔
دوباره پاییز شد اما این پاییز دیگه تو نیستی که دست تو دست هم از زیر درختای زرد و نارنجی برگ ریزون رد شیم تو نیستی دیگه تو نیستی که من بخندم بگی جانم دیگه تو نیستی..
بدون تو اخر چگونه پاییز را سر کنم؟
پاییز امسال من مانده ام و خاطرات تلخ و شیرینمان... 🪔🙃
0پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.