او را هیچوقت از یاد نمیبرم حتی در خوشی ها و خنده هایم
او با دردهای روز جنگید و جنگید اما گریه های شب امانش را برید.
در آسمان شبِ شهرِ ما ستاره ای نیست اما من امیدوارم، امیدوارم و بیهوده به دنبال نقطه ای سفید در این شب تمام سیاه، کاش این تلاشِ بیهوده من به سرانجام برسد .
اگر به گذشته خود برگردم دوباره تورا انتخاب خواهم کرد زیرا باتو مشکلات راحت تر میگذرد طول خنده ها از گریه ها بیشتر است تو روی خوش زندگی هستی.
در کودکی از تاریکی ترسی نداشتم، شاید میدانستم زندگی پر از تاریکی هاست.