مهربون فقط پیام را دوست دارم ودرس را دوست دارم
روزی معلم از دانش آموز فقیرش پرسید چرا فقیر هستی ؟وگفت من همیشه به دیگران دروغ می گویم ودزدی می کنم معلم وحشت زده شد وگفت چرا اینکار را می کردی گفت بخاطر اینکه پدرم در زندان است وبه من گفت دزدی کنم من باید دزدی کنم این داستان ادامه دارد......❤️
روزی امام علی علیه السلام از مرد فقیری پرسید چرا شما نماز نمی خوانید مرد گفت من نمی توانم نماز بخوانم امام علی علیه السلام پرسید چرا چون من از قرآن خواندن ونماز خواندن بدم می آید چون ما پادشاه ستمگری داریم وبما گفته است نماز نخوانی چ
دختر مریض در راه حضرت فاطمه را دید وگفت ای خانم شما کی هستید حضرت فاطمه جواب داد وگفت من مثل شما آدم سادهای هستم چرا ؟ حضرت فاطمه جنسیت اصلی خودرا نگفت چون می دانست آن دختر دشمن آن است وحضرت فاطمه پرسید این سوال را پرسیدی چون من مریض هستم ...
یک دختر به پدرش ( گفت پدر جان من در راه یک آدمی را تماشا کردم که خیلی عجیب غریب بود ولی یک سوال پرسیدم چرا اینقدر خدا را شکر میکنی گفتم تو که نه چشم داری نه دست ونه پا گفت خدا من را خیلی دوست داشته است اگر چشم می داشتم بخاطر چشمم هزار گناه می کردم