- صدات عوض شده... .
گوشی را روی گوشش جابهجا میکند.
- انگار که من برات غریبه شدم!
میخندد، ناآشنا و غریبه.
- وقتی که بعد پنح سال زنگ زدی، انتظار داری همون لیلیِ مستِ عشقِ مجنون باشم!؟ اون موقع که صدام برات آشنا و عاشق بود، کجا بودی که الآن دنبال صدای آشنا میگردی...!