کولات🌁31 فروردین 1405رفتم پیشش میان کلی جنازه نشسته بود زمین. بهش گفتم: امید داری سرباز با سیگاری که در دهان داشت آرام گفت: آری!!!!!!5پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.