درحالی که به پاهایش زنجیر بسته بودند. پشت سرهم میگفت: چرا نمیمیرم چرا نمیمیرم چرا نمیمیرم
در را باز کرد و با صدای بلند سرش داد زد چون تا الان نخواستم بکشمت!!!!!!!!!!!
10پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.