باد مینواخت و برگ ها با ظرافت میرقصیدند. ابر هایی که گاه از کنار ماه میگذشتند، رقص نور رویایی را بوجود اورده بودند.
سکوت فریاد میزد و حد تماشاگران را به آن ها یاد اوری میکرد. گر این جشن باشکوه جنگل نیست، پس نامش را چه میتوان گذاشت؟
8پسند7نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
باحح باححح باححححح باححححح باححححح باححححح باححححح باححححح باححححح باححححح (یمناجاندقتنکنخواستمیچیگذاشتهباشم🤣🙏🏻)
این حجم از مهربونی از انسان بعید است... باور کنننن😅🎀
من الان چه مهربونی ای بروز دارم خانوم؟😂💘
کامنتامو خالی نزاشتی😂
نه حالا جدا از اینا جدی خیلی قشنگ بود ،
مرسی جیگررر
دیگه منم دیگه چه انتظاری داری خانوم خانومااا😔😂💘؛ بوثبوث؛
گلب🤎
اه اه چندششششش خانومش، جیگرش، مهربونش، گلبش، یمناجانششششششششمهبهمبمتبمهبعمیمع
یسرا چتهههههههه😂؟
وعهعععععععهعینپیخینبدزت
خیلی زیبا!
مرسی عزیزممممم